|
|
|
|
|
همین که دل ،دل خون بار ابره همین که شب،شب قتل ستاره س همین که بغض تو ، بغض همیشه همین که ترس من،ترس دوباره س همین که تو پری از طعم وحشت همین که خونه خالی از ترانه س همین که کوچه در کوچه ی این شهر دچار پچ پچه های شبانه س به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟ به من چه رقص نیلوفر روی آب؟ قفس بارون کابوس پرنده! به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟ ستیز تگرگ گلبرگه مصاف آینه و الماسه! پیکار کبریته و خرمن! نبرد ارکیده و داسه! کنار بچه های کوچ پرسه تو بهت رعشه و رگ ،گرد سوزن کنار مادرک های شناور روی سمفونی نفرین شیون کنار مرد دریا بغض خسته که وا می باره از هم چیکه چیکه کنار فقر گل بانوی ایثار که می فروشه تنش رو تیکه تیکه به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟ به من چه رقص نیلوفر روی آب؟ قفس بارون کابوس پرنده! به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟ ستیز تگرگ گلبرگه مصاف آینه و الماسه! پیکار کبریته و خرمن! نبرد ارکیده و داسه! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1384ساعت 23:0 توسط دلشده
|
|
||