|
|
|
|
|
همه رفتن کسی دور و برم نیست چنین بی کس شدن درباورم نیست اگر این آخر و این عاقبت بود بجز افسوس هوایی در سرم نیست همه رفتن کسی با ما نموندش کسی خط دل ما رو نخوندش همه رفتن ولی این دل ما رو همونکه فکر نمیکردیم سوزندش چه حاشا کرده این اندر نخواهش چه آیا زنده ایم یا جون سپرده چه حاشا صحبتی حرفی کلامی چه جزو رفته هایی ما نمانده عجب بالا و پایین داره دنیا عجب این روزگار دل سرده با ما یه روز دورو ورم صدتا رفیق بود ولی امروز ببین تنهای تنهام خیال کردم که این گوشه کنارا یکی داره هوای کار ما را یکی غمگین میون دلسوز ما هست نداره آرزو آزار ما رو عجب بالا و پایین داره دنیا عجب این روزگار دل سرده با ما یه روز دور و ورم صدتا رفیق بود ولی امروز ببین تنهای تنهام تنهای تنهام تنهای تنهام تنهای تنهام مسعود فردمنش |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 3:20 توسط دلشده
|
|
||